بالهای عباس
آسمان تکیه به دستهای تو دارد
عباس
+ نوشته شده در شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 17:43 توسط varesh
|
آسمان تکیه به دستهای تو دارد
عباس
و زیر لب گفت :«دیگه هیچکی نمیتونه دستاتو ببره»

خم شد
چیزی از زمین برداشت.
باز خم شد.
چیزی از زمین برداشت.
دوباره و چند باره.
نزدیک رفتم به پرسش.
نگاه کرد به آتش های فراوان سپاه دشمن.
فرمود:"فردا کودکانم در این بیابان ، بی پناه می دوند."
دستانش پر بود از خارهای بیابان.

شب عاشورا بود.