چی مجبورشون کرد؟

گفت:که چیه؟هی جانبازجانباز


شهیدشهید



میخواستن نرن!


کسی مجبورشون نکرده بودکه!


گفتم:چرا اتفاقا! مجبورشون میکرد!



گفت:کی؟!!



گفتم:همون که تو نداریش!



گفت:من ندارم؟! چی رو
؟!



گفتم:
غیرت
!!!


برگرفته از وبلاگ میشه شفاعتم کنی پسرخاله

با صلوات بر روح شهید علی فروزنده 

         

وقتی پایان داستان دستان مهربان تو نباشد

بگذار قصه گو هرطور که می خواهد داستان را ادامه دهد...

 

اشک لاله

 

آی آدما چه می کنید؟

انسان های بزرگ سکوت را برای سخن گفتن برمی گزینند

انسان های متوسط گاه سکوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند

انسان های کوچک با سخن گفتن بسیار، فرصت سکوت را از خود می گیرند

 

انسان های بزرگ درباره عقاید سخن می گویند

انسان های متوسط درباره وقایع سخن می گویند

انسان های کوچک پشت سر دیگران سخن می گویند

 

انسان های بزرگ درد دیگران را دارند

انسان های متوسط درد خودشان را دارند

انسان های کوچک بی دردند

رحمت للعالمین

                     

کفش و لباسش را خودش وصله میزد.

با غلام ها و کنیزها غذا میخورد.

اگر با کسی دست میداد،دستش را نمیکشید تا اینکه طرف مقابل بکشد.

اگر کسی با او حرف میزد،آنقدر صبر میکرد  تا حرفش تمام شود.

اگر اطرافیانش به چیزی میخندیدند،می خندید.اگر از چیزی تعجب میکردند،تعجب میکرد.

همیشه هم می فرمود:بهترین شما،خوش اخلاق ترین  شماست.

الحق این بهترین،خودش بود.

دیر کرده بود.هیچ وقت برای نماز جماعت دیر نمی آمد.

نگرانش شدند و رفتند دنبالش.

دیدند بچه ای را سوار کولش کرده و برایش نقش شتر را بازی میکند.

گفتند از شما بعید است، نماز دیر شده است.

رو به بچه کرد و فرمود:شترت را با چند گردو عوض میکنی؟

بچه چیزی گفت.

فرمود:بروید گردو بیاورید . مرا بخرید.

کودک میخندید؛ پیامبرهم

 

 

یک یهودی آمد پیشش.گفت سوال دارم؛ جواب می خواهم .

محمد فرمود:بپرس.

گفت خدای تو کجاست؟

فرمود:همه جا در مکان خاصی نیست.

گفت: خدای تو چگونه است؟

فرمود:چگونگی برای مخلوقات است.خدای ما به خاصیت آفریده ها شناخته نمیشود.

گفت: چه کسی میداند تو پیامبری؟

محمد سکوت کرد.تمام سنگریزه ها و کلوخ ها به صدا  در آمدند و گفتند: او رسول خداست.

یهودی بی درنگ گفت: اشهد ان لا اله الا الله و اشهد و ان محمد رسول الله.

 

خودت باش

آدم ها مترسک نیستند که وقتی واسه کلاغ های دلت تکراری شدن

اونو با یکی دیگه عوض کنی ! خودت باش ، قبل از اینکه مترسک دیگران بشی . . .