بحر بی ساحل

(شهید اللهیارجباری؟)روی یک صفحه کاغذ نوشته بود:«حاسبُوا قبلَِ اَن تُحاسِبُوا»یک کمی پایینتر،اسم چند تا گناه رو ردیف کرد وجلوی اونهارو خالی گذاشت.بعد هم برگه را تکثیرکرد و به هرکدام از مربیان،یک برگه داد وگفت:«شبها بشینید،کاراتون رو بررسی کنید ببینید خدای نکرده چندتا دروغ گفتید؟غیبت چند نفر رو کردید؟تهمت زدید یا نه؟بد بینی داشتید؟و...خلاصه باید حواسمون به کارامون باشه.

سرهر ماه اگه یه نگاه به این برگه بیندازید،حساب کار دستتون میاد!»

این کار شهید تاثیرزیادی روی مربی ها گذاشت و خیلی مسائل را حل کرد.

لبخند خدا

گل های باغ خدا روزتون مبارک

تولد حضرت معصومه را به همه دوستای خوبم تبریک میگم

 

غربت خورشید

آنقدر خوبی که که جز برای خدایت خشمگین نمیشوی،باشد که زن یهودی خاکروبه سرت بپاشد و مرهمی جز دست های کوچک فاطمه برای دردهایت نداشته باشی...

ای پیامبر رحمت و مهربانی

امروز ما دست های خود را به سوی دشمنان خدا(همان ها که به خیال خود میخواهند خورشید وجودت را با خاشاکی بی فروغ کنند)گره کرده ایم تا دست های دردانه دخترت تنها نباشد...

باید به حال خود گریست

«وَلاتـَحسبن الذین قُتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون»

آری اینان رفتند وحسین گونه رفتند ولی ما مانده ایم و تنها بر احوال این یافتگان حقیقت هربار گریستیم.شما خود اقرار کنید،آیا باید بر زنده ای گریست که مرگ از پی اوست یا بر شهیدی که حیاتش زفناست؟آری آنجا که شهید نه هفت؛بلکه هزاران هزارشهرعشق را زیر پای می  گذارد و میرود وما هنوز اندر خم یک پس کوچه ی این راهیم،می باید بر خود گریست نه بر شهید.

آنجا که همه در پی آسایش اند و شهید دنبال بی تابی وآنجا که همه سامان خواهند و شهید بی سامان، آنجا که شهید می بُرد و می رود وما می دوزیم و می مانیم،آیا باید بر خود گریست یا بر شهید؟

قسمتی از دست نوشته های دفتر شهید سید اسحق آقامیری شکتایی

برگرفته از کتاب چشم های بالادزا

 

راز دست های مهربان

هر وقت همدیگرو میدیدیم با روی گشاده جلو میومد و دست میداد همیشه دستامو محکم و به گرمی فشار می داد و به آرومی رها می کرد.

ازاین کارش حس خوبی بهم دست میداد،یه روز بهش گفتم خیلی ها موقع دست دادن  بی حوصله دست میدن و سریع هم ول می کنن،خودمم همینطوری ام اما وقتی تودستامو میگیری کیف میکنم.بهم انرژی میدی...

اونم این حدیثُ از پیامبر برام خوند:

(هر دو بنده که دوست یکدیگر باشند وبرای خدا با هم مساحفه نمایند وبر من صلوات فرستند،پیش از آنکه از هم جدا شوند،خدا گناهان هر دو را می آمرزد.)فضایل صلوات،ص 112

یا صادق آل محمد

 

به مناسبت سالروز شهادت امام جعفر صادق چند سخن کوتاه از این امام بزرگوار برایتان آورده ام:

1-هرمسلمانی که در انجام خواسته برادرش بکوشد چون کسی است که در راه خدا جهاد کند.

2-شفاعت ما در روز قیامت شامل حال کسی که به نمازبی توجه باشد نخواهد شد

3-عشق و دلبستگی به دنیا ثمره اش ناراحتی و اندوه است و زهد و پاکی در دنیا ثمره اش آرامش جسم و جان است.

4-از خداوند بخواه که روزیت به دست مردم نباشد.

5-از شوخیهای نادرست بپرهیز،زیرا سبب دشمنی و کینه می شود.

6-از رشک بردن به دیگران دوری کنید زیرا سبب دوری شما از خدا خواهد شد.

7-نسبت به پدرومادرخود،نیکی کنید تا فرزندان هم ،نسبت به شما نیکی کنند

فبای ذنبٍِ؟

                    اینجا میانمار است

هر کسی مومنی را محزون کند سپس تمام دنیا را به او بدهد،تلافی گناه شکستن دلش نمی شود و دهنده هم اجری ندارد. رسول خدا(ص)

حق مومن بزرگتر ازحق کعبه است.امام کاظم(ع)

 

یک سبد بی تو

آنچه میکنی در طبق اخلاص گذار خواهی دید هیچ در طبق نمی ماند و همه از روزنه هایش بیرون می ریزد.سخت است؟نمیتوانی نگه داری...

سعیت را کن.کمکت میکنه.

فردا جز این سبد چیز دیگری نداری که تقدیمش کنی اگر خالی باشد...؟

 

زندگی یعنی یک سار پرید

زندگی دانه های تسبیحی است که آروم آروم به انتهاش نزدیک میشیم.مقصد همون مبداء است یعنی شروع دوباره...

یادمون باشه که رد کردن دونه های تسبیح بدون اینکه بفهمیم چی داریم میگیم،با عجله و سرسری،هیچ فایده ای به حالمون نداره که هیچ فقط خودمونو خسته کردیم

توزندگی هم باید حواسمون به لحظه هایی که یکی یکی مثل دونه های تسبیح رد میشن،باشه تا وقتی که به آخر رسیدیم به خاطر دونه هایی که با غفلت ردشون کردیم حسرت نخوریم...

جریمه گناه

همسرش(شهید محمد حسن فایده)میگوید:یک روز که آمدم خانه،چشم هایش سرخ شده بود. نگاه کردم دیدم کتاب گناهان کبیره شهید دستغیب را در دستهایش گرفته است.بهش گفتم:«گریه کردی؟»

یک نگاهی به من کرد وگفت:راستی اگه خدا این طوری که توی این کتاب نوشته با ما معامله کنه عاقبت ما چی میشه؟

مدتی بعد،برای گروه خودشان،یک صندوق ساخته بود و به دوستانش گفته بود:«هر کی غیبت کنه باید پنجاه تومن بندازه توی صندوق!باید جریمه بدیم تا گناه تکرار نشه»

اللهم عجل لولیک الفرج

 

چه روزها كه يك به يك غروب شد  نيامدي               چه اشكها كه در گلو رسوب شد  نيامدي

خليل آتشين سخن  تبر بدوش بت شكن                 خداي ما دوباره سنگ و چوب شد  نيامدي

 براي ما كه خسته ايم و دل شكسته ايم نه              ولي براي عده اي چه خوب شد  نيامدي

 تمام طول هفت را در انتظار جمعه ام              دوباره  صبح ، ظهر ، نه  غروب  شد   نيامدی