چرا خسته ام؟

 

23سال گذشت ومن از گذشته ها به اینجا رسیدم ...به رویای دیروزم

پل های دیروز خراب شدند... من خرابشان نکردم... پل تاب گذر زمان را نداشت... فرو ریخت

چقدر دلم می خواهد که بر گردم

کاش زمان نمی گذشت!

 

........................................................................................................................


دوشنبه ها تنها روزیه که فقط و فقط مال خودمه

یه وقتایی 24ساعت شبانه روز و هفت روز هفته کمه.دنبال وقت اضافه ای!

حتی یه ساعت

چی می شد از زمان های  تلف شده وقت اضافه می گرفتیم؟

چی می شد سوت پایان تو دست خودمون بود؟

امروز با خدا حرفم شده بود . باهاش دعوام شد.

مگه من عروسکتم همش منو به بازی می گیری؟

راهم خیلی سخت شد.دارم از صخره هایی بالا می رم که همش میفتم پایین و تو هم اصلا کمکم نمی کنی. حواست به من هست؟

نمی دونم چرا یه سری اتفاقات پشت سر هم داره اتفاق می افته .اتفاقاتی که اصلا انتظارشو نداشتم.

نمیدونم دارم چیکار می کنم .چکار باید کنم؟ خدایا خیلی خوشت میاد ببینی بین این همه اتفاق گم شدم؟ کمکم نکنی خودمو گم می کنما... بعدش دیگه نمی تونی منو پیدا کنی!پس نذار کم بیارم

.

.

.

تازه بعد این همه تهدید می خواستم قهر کنم (قهر که نه؛ یه کمی خودمو لوس کنم ) که یه زنبور نشست رو دستم و نیشم زد. سریع از دستم کنار زدمش و افتاد پایین و چند ثانیه بعد هم مرد.

یه اتفاق خیلی ساده...

سوزش دستم بیشتر شد. از حرفایی که زدم پشیمون شدم ؛اینگار حالم عوض شد... خیلی هم عوض شد.به خودم اومدم

خدا گفت: هیچ اتفاقی بی حکمت نیست پشت همه ی این اتفاقات، من هستم و حضور دارم .وقتی نتونی منو ببینی احساس می کنی گم شدی.

برای ادای دینم به زنبوری که خدا به وسیله ی اون باهام حرف زد و بهم فهموند همیشه حواسش به همه ی بنده هاش هست .

فردا روز عرفه ،قشنگ ترین و دوست داشتنی ترین روز ساله.دعا یادتون نره برای همه و من

زندگی با همه ی وسعت خویش

محفل ساکت غم خوردن نیست

حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست

اضطراب و هوس دیدن و نا دیدن نیست.

زندگی جنبش جاری شدن است.

(زندگی رویش و راهی شدن است)

از تماشاگه آغاز حیات تا به آنجا که خدا می داند...

منبع:شعر نو

سلام دوستان وبلاگی

دارم اورانیوم غنی سازی می کنم! و وقتم خیلی محدوده.

اگه فرصت شد بازم پست میذارم  و به همه تون سر می زنم تا از مطالب قشنگتون انرژی بگیرم.

برام دعا کنید حتما

دوستتون دارم.

ا.ا.م

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

توضیح:

وقتی یکی از سختی کارش همش شاکی و گله منده، به کنایه بهش می گن: اورانیوم که غنی سازی نمی کنی؟

یه جور ضرب المثل جدیده!اگه کسی ادعایی نداره به اسم خودم ثبتش کنم؟

بذر چهارم : حج

 

این همه اعمال  مخصوص...این همه احکام و دستور برای این عبادت...

چقدر سخت است.

در هنگام حج مراقب هستی که مبادا غافل شوی و اعمال را نادرست بجا آوری.

مراقب این دانه ای که به سختی بدست آوردی باش.دانه به این توجه نیاز دارد.

آخر این همه توجه برای چه؟

چون خودش همیشه به فکر ماست. دوست داره ما هم حواسمون بهش باشه.

برای همینه که این دستورها و احکام سخت برای این دانه وجود داره؛که ما همیشه حواسمون باشه.ولی با این حال اون چیزی که بیشتر ارزش داره روح عبودیت است نه عبادت خشک و خالی

 

بذر سوم : روزه بگیرید

این بذر تنها بذری است که کسی متوجه بودنش نمیشود پس لازم به پنهان کردن نیست البته تا وقتی که خود باغبان جار نزند و بگوید من چنین بذری دارم

جوانه ای که در حال رشد است.باید از هر آفتی در امان باشد.روزه می گیریم تا از آفت های شیطان که به نام بذرخوبی نشانمان می دهد در امان باشیم.

بذر دوم : زکاة  بپردازید

 

از مال و دارایی خود به نیازمندان بدهید که در واقع به خدا قرض داده اید و هر که به خدا قرض دهد بدون شک دو برابر پس می گیرد.

اگر این عمل  را خالصانه و پنهانی انجام دهیم نتیجه اش را بهتر می بینیم چرا که دانه اگر زیر خاک پنهان باشد زودتر جوانه می زند.

 

این هم شیرینی ما

امیدوارم خوشتون بیاد

کلی گشتم پیداش کردم

سفارشیه!