همسرش(شهید محمد حسن فایده)میگوید:یک روز که آمدم خانه،چشم هایش سرخ شده بود. نگاه کردم دیدم کتاب گناهان کبیره شهید دستغیب را در دستهایش گرفته است.بهش گفتم:«گریه کردی؟»

یک نگاهی به من کرد وگفت:راستی اگه خدا این طوری که توی این کتاب نوشته با ما معامله کنه عاقبت ما چی میشه؟

مدتی بعد،برای گروه خودشان،یک صندوق ساخته بود و به دوستانش گفته بود:«هر کی غیبت کنه باید پنجاه تومن بندازه توی صندوق!باید جریمه بدیم تا گناه تکرار نشه»