دوست خشن من...مرگ
مادر میگه:"شما الان جوونی اصلا لازم نیست به این چیزا فک کنی خودتو ناراحت کنی؛بیکاری و بارمسئولیت رو دوشت نیست فکر وخیال می زنه به سرت."
بقیه هم نظرشون همینه میگن: "دیوونه ای بشین زندگیتو کن،کیفشو ببر.افسردگی می گیری آخرش."
هرکسی یه دیدگاهی داره من حرفم اینه :چرا وقتی که مرگ یه جز جدا ناپذیر زندگیمونه، در موردش اغماض کنیم،به حدی که اصلا وجود نداره اینگار؟؟
کار من از روی ترس نیست.فقط و فقط برای اینکه یادم بمونه همیشه وقت نیست برا جبران اشتباهات و اونقدرها هم زندگی طولانی نیست بخواد با کینه ودلخوری بگذره.
اتفاقاًً اینطوری لذت بخش تره و یه حس سبکی به آدم دست میده.
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 13:35 توسط varesh
|